cheerers بازیکن پرسپولیس مهدی طارمی دروازه بان

cheerers: بازیکن پرسپولیس مهدی طارمی دروازه بان لیگ قهرمانان آسیا مهدی طارمی مهاجم پرسپولیس طارمی عالی ترین بازیکن بازی با الهلال

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی آخر آیا باید به یک فرد رسانه‌ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند

من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. هنگامی که اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که هنگامی که آنها رفتند، من را به اتاق

آخر آیا باید به یک فرد رسانه‌ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند

مشروح چگونگی بازداشت مدیر مسئول شرق: آخر آیا باید به یک فرد رسانه ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند امضا کن

عبارات مهم : زندان

من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. هنگامی که اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که هنگامی که آنها رفتند، من را به اتاق بزرگ تری فرستادند. بعد از یک ساعت، دیدم پابند آوردند و من واقعا حیران شده است بودم!

مدیر مسئول روزنامه “شرق” که روز شنبه (هشتم اردیبهشت ماه) در شهر مشهد بازداشت شده است بود، علت و شرایط بازداشت خود را تشریح کرد.

مهدی رحمانیان در گفت وگو با ایسنا راجع به علت بازداشت خود در شهر مشهد، با اشاره به گزارشی تحت عنوان «روایتی از محله ای که دختر شش ساله افغان در آن کشته شد» که ۱۹ فروردین در روزنامه «شرق» چاپ شد، اظهار کرد: گزارشی متعاقب قتل دختر شش ساله در «قلعه ساختمان» در روزنامه «شرق» تهیه شد. دو نفر از خبرنگاران روزنامه جهت تهیه گزارش به این محله رفتند و با همکاری تعدادی از دوستان جمعیت امام علی(ع) که آنجا مستقر هستند، گزارش تهیه کردند.

آخر آیا باید به یک فرد رسانه‌ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند

وضعیت بخش هایی از این محله به غایت دلخراش است و پیش از این هم گزارشات متعددی از محلات آسیب دیده این بخش از شهر مشهد به وسیله خبرگزاری های متفاوت مخابره شده است هست. خبرنگار شرق نیز همان طور که در گزارش مشخص هست، صرفا راجع به یکی دو محل دارای معضل قلعه ساختمان صحبت کرده و منظور کل این محله نبوده. قصه گزارش “از ستایش تا ندا” روایت زندگی افغانستانی ها و پاکستانی های ساکن در این محله قدیمی مشهد است که مسئولان جمعیت امام علی که از ما جهت تهیه گزارش دعوت کرده بودند نیز هدفشان رساندن پرسشها این دو قومیت به گوش مسئولان جهت پیگیری به اوضاع کودکان بی گناه آن ها بود.

به هر ترتیب در بخش های از قلعه ساختمان مهاجرین غیرقانونی زندگی می کنند که به تبع اینکه فاقد شناسنامه و داشتن امکانات اولیه هستند و هرگز با وجود زندگی چندین ساله در این محلات از طرف جامعه قبول نمی شوند، آسیب های اجتماعی غیرقابل مهار درمحل زندگی ارزش رشد می کند.

من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. هنگامی که اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که هنگامی که آنها رفتند، من را به اتاق

او گفت: مساله ای که باید روی آن تاکید کنم این است که گزارش تهیه شده است که دو بار هم از سوی دوستان جمعیت امام علی(ع) ویرایش شده است بود، باز هم تلخی هایی داشت که جهت چاپ تعدیل شد. از پرسشها این محله می توان به فاقد شناسنامه بودن افراد، اعتیاد و دوره گردی اشاره کرد و حتی شرایط در محلات ذکر شده است در گزارش به قدری بحرانی است که منزل های محله مورد بحث در روز ورود خبرنگار شرق به مشهد، یکی در میان به وسیله ستاد مبارزه با مواد مخدر پلمپ شده است بودند که تصویر آن نیز موجود هست. در واقع گزارشی که به دست من رسید، با گزارشی که در روزنامه منتشر شد اصلا قابل مقایسه نبود. با این وجود، در گزارش جمله ای بود که شرایط زن هایی از آن محله را روایت کرده بود که فکر می کنم اگر این جمله نبود، هیچ ایرادی به گزارش وارد نبود.

رحمانیان افزود: به هر حال هر جایی آدم های خوب و ناباب را در کنار هم دارد. باید به این توصیه توجه کرد که این گزارش صرفا در جهت رسالت رسانه و با نشانه آگاه سازی جامعه و مسئولین جهت پیگیری و پیشگیری انتشار یافته بود؛ به عبارتی دیگر، آینه ای در برابر این محله گذاشته شد تا واقعیت ها را جهت مسئولان و مردم منعکس کند. مگر رسانه رسالت دیگری غیر از این دارد؟

رحمانیان اظهار کرد: بعد از انتشار گزارش، سایتی در مشهد بدون منبع و با تیتری نامناسب گزارشی که تیترش از ستایش تا ندا بود و عمده گزارش به نحوه قتل ختر افغانستانی می پرداخت منتشر کرده بود و تیتر نامناسب آن سایت باعث ایجاد حساسیت هایی شد و هنگامی که عده ای از مردم معترض با روزنامه تماس گرفتند و فهمیدند اصلا تیتر مطلب مهم چنین چیزی نبوده، خشم ارزش کنترل شد. در واقع این تیتر نامناسب یک سایت بود که باعث ایجاد حساسیت هایی شد. مسئول سایت در تصویر العمل به این حساسیت ها اعلام کرد این گزارش در اصل جهت روزنامه «شرق» بوده هست. متعاقب این عنوان از دفتر معاونت دادستان مشهد با دفتر روزنامه تماس گرفتند و گفتند که باید شنبه (اول اردیبهشت) آنجا حضور داشته باشم.

آخر آیا باید به یک فرد رسانه‌ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند

به طور کلی مشی من این است که هنگامی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم تماس می گیرند و به تعبیر ادبی دعوت و به تعبیر حقوقی احضار می کنند، با نگاهی تعاملی می روم و توضیحات مورد نیاز را می دهم. بر همین اساس، بدون این که بگویم احضاریه رسمی بفرستید، تصمیم گرفتم به مشهد بروم. این در حالی است که مطابق مواد قانون، پیگیری به این مباحث در صلاحیت آن دادسرا نبود و اگر هم شکایتی بود در پایتخت کشور عزیزمان ایران باید در دادسرای رسانه پیگری می شد ولی به این تماس احترام گذاشتم و همان روز شنبه اول اردیبهشت رفتم.

او افزود: در دادسرای مشهد توضیحات مورد نیاز را ارائه دادم، اظهاراتم را امضا کردم و حتی بدون صدور هیچ قراری به پایتخت کشور عزیزمان ایران بازگشتم ولی روز بعد باز هم تماس گرفتند و گفتند یک امضا باقی مانده که آقای بازپرس گفتند حتما باید بیایید و امضا کنید. با وجود این که این حرف به نظرم چندان منطقی نمی آمد و آنها هم اصرار داشتند که حتما خودم بروم و نه وکیل، اعلام کردم در صورت امکان پنجشنبه به مشهد می روم ولی به علت کسالت این سفر به جمعه شب (هفتم اردیبهشت) موکول شد و در نهایت به همراه همسرم عازم مشهد شدیم.

من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. هنگامی که اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که هنگامی که آنها رفتند، من را به اتاق

ساعت ۹صبح شنبه (هشتم اردیبهشت) به دفتر بازپرس رفتم ولی اعلام کردند ایشان نیست و قرار شد منتظر بمانم تا با ایشان تلفنی تماس بگیرند. در حالی که در راهرو منتظر نشسته و مشغول مطالعه بودم، بعد از یک ساعت سربازی آمد و به همراه او به دفتر افسر نگهبان رفتم و در کمال تعجب من را بازرسی بدنی کردند و سپس به بازداشتگاه همان دادگاه انقلاب و به سلولی انفرادی انتقال یافته کردند. واقعا متعجب شده است بودم. با یک تماس راحت به آنجا رفته بودم و حالا بدون هیچ حرفی من را به سلول انفرادی می بردند.

مدیرمسئول روزنامه «شرق» یادآور شد: در مدت وقت انتظار جهت آن که بتوانم مطالعه کنم، در را نبستند و در آستانه در خودم را مشغول کتاب خواندن کردم. بعد از مدتی من را به اتاق افسر نگهبان بردند و آنجا منتظر نشستم که مسئول بالاتر آنجا آمد و پرسید آیا ایشان اینجا نشسته اند و افسر نگهبان گفت دستور داده اند این آقا جلوی چشم باشد و جایی نرود و این زیاد بر تعجب می افزود.

آخر آیا باید به یک فرد رسانه‌ای پابند زد؟/ بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند

ظهر هنگام اذان همان جا با اجازه و هماهنگی نمازم را خواندم و هنگامی که حدود ساعت ۱۲ و ۳۰ توانستم بازپرس را ببینم، دوباره همان سؤال و جواب ها مطرح شد ولی این بار بیانات من را خودشان نوشتند و گفتند امضا کن! توضیحات را که خواندم، متوجه شدم قرار وثیقه صادر شده است هست. به ایشان گفتم من می توانم این قرار را الان تودیع کنم و همین را در صورتجلسه نیز نوشتم و امضا کردم که گفتند با دفتر هماهنگ کنید. به دفتر گفتم، گفتند باید بازپرس دستور بدهند. مجدد مراجعه کردم، دیدم مشغول تلفن هستند.

مجددا به دفتر مراجعه کردم که گفتند همان جا که می روید، این کار را بکنید؛ در صورتی که همه اینها جهت آن بود که من نتوانم در وقت اداری این کار را بکنم. به هر حال دوباره من را به بازداشتگاه و سلول انفرادی بردند. هنگامی که اعتراض کردم، گفتند در آن اتاق معتادها هستند و بهتر است شما جدا باشید که هنگامی که آنها رفتند، من را به اتاق بزرگ تری فرستادند. بعد از یک ساعت، دیدم پابند آوردند و من واقعا حیران شده است بودم!

رحمانیان با بیان اینکه «این شرایط اصلا منطقی و قابل درک نبود»، گفت: با تعداد دیگری از بازداشت شدگان که اصطلاحا می گفتند شلاق آزاد هستند سوار ماشین شدیم و ما را به زندان بردند که شرایط پذیرش و ورود به آنجا را فاکتور می گیرم. در زندان اطلاع دادند فردا صبح سریع باید به دادگاه بروم.

شب را با هر مشکل بود، پشت سر گذاشتم و صبح با لباس زندان به همراه تعداد دیگری از زندانی هایی که باید به دادگاه می رفتند، با پابند و دستبند به دادگاه رفتیم. در دادسرا باز هم به بازداشتگاه رفتیم و تا ظهر کار سایرین تمام شد ولی من را صدا نکردند و هنگامی که هم پرسیدم، گفتند بازپرس نیست و شما عودتی هستید و باید به زندان برگردید. کاری از دستم برنمی آمد و با همان شرایط به زندان بازگشتیم. از زندان با همسرم تماس گرفتم که گفتند کارها انجام شده است است و تا یک ساعت دیگر آزاد می شوید.

او در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به ادعای معاون دادستان مشهد، خاطرنشان کرد: معاون دادستان مشهد گفته بودند: «از طریق دادستانی به ایشان اطلاع دادیم که این عنوان را جبران کند و در داخل شرکت خودشان پیگیری و با فرد خاطی برخورد کنند ولی اتفاق نیفتاد و در صورتی که درصدد جبران آن مطلب بر می آمدند امروز چنین نمی شد…»

این در حالی است که اصلا این حرف واقعیت ندارد و هیچ کسی به ما چنین حرفی را نزده بود. در ضمن، بعد از انتشار این گزارش، دو گزارش دیگر را کار کرده بودیم و از سوی بعضی اهالی توضیحات مورد نیاز فرستاده شده است بود.

بشخصه نه جهت این گزارش بلکه جهت همه گزارش هایی که باعث ایجاد کوچک ترین ناراحتی جهت هم وطنی شده است باشد، همواره عذرخواهی کرده ام و همین الان نیز اگر از رهگذر این گزارش کسی آزرده شده است باشد، عذرخواهی می کنم ولی در عین حال تاکید می کنم که رسانه مانند یک آینه است و تاریک و روشن جامعه را منعکس می کند.

مدیرمسئول روزنامه «شرق» اضافه کرد: البته ناگفته نماند شنیدم که در آن چند روز از دستگاه قضائی و دادستانی پایتخت کشور عزیزمان ایران پیگیری این عنوان بودند و از این اتفاق ناراضی هستند ولی ناراضی بودن به تنهایی کافی نیست و باید کاری انجام شود. آخر آیا باید به یک فرد رسانه ای پابند زد؟

در ضمن، همه می دانند و قطعی و مسلم است اگر شکایتی باشد این پرونده باید در دادسرای پایتخت کشور عزیزمان ایران و جایی مانند داسرای فرهنگ و رسانه بررسی شود و نه در دادگاه انقلاب مشهد. در کل امیدوارم از این بعد روال قانونی پرونده طی شود؛ آیا که ما هیچ وقت از قانون فراری نبوده ایم و اعتقاد دارم حتی اگر با بعضی قوانین مخالف باشیم ولی باید خود را به پایبندی آنها ملزم بدانیم.

او در آخر از کسانی که در این مدت به این عنوان تصویر العمل نشان دادند و پیگیری می کردند به خاص زن رمارم، عضو هیات رئیسه شورای شهر مشهد که ازنزدیک همراهی و پیگیری داشتند تقدیر کرد و یادآور شد: این اتفاق برایم بسیار تعجب آور بود. اینها را فقط جهت خودم نمی گویم، بلکه می خواهم دیگر چنین اتفاقی جهت سایر اصحاب رسانه و دستگاه قضایی رخ ندهد و شاید تدبیری در این راستا صورت بگیرد.

واژه های کلیدی: زندان | زندانی | رسانه ای | روزنامه | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog